هيچ كس تنهاييم را حس نكرد لحظه ويـــرانيم را حـــس نكرد
در تمام لحظه هايم هيچــــكس خلـوت پنـهــــانيم را حس نكرد
آســــمان غـــــم گرفته با دلش بركه طـوفانيــــم را حس نكـرد
آنكه سامان غزلهايم از اوست بي سـرو سامانيم را حس نكـرد
آنكه از اول به ديــدارم شتافت رفتـــن پـايــانيـــم را حس نكـرد
منتظرم را داد زیر لب خداحافظی آرومی کردو رفت... با چشم دنبالش ا
کردم تا جای که قامت خمیده اش ازنظر ناپدید گشت گرمای قطره اشکی را روی گونه هایم احساس کردم
او رفت بی انکه بداند قلب من مال خودش بود
بعد از رفتن او سرگردانی شده بودم که دنبال گمشده ای میگشت گمشده ای که نیمی از وجودم بود.
هر از گاهی یاد حرفش می افتم که میگفت تا اخر دنیا
باهاتم و اونوقت میفهمم که چرا میگن دنیا دو روزه...!!!
خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه ![]()
خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده![]()
خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي کنه ![]()
خدا رو دوست دارم چون هيچ کسي رو *ايگنور* نمي کنه![]()