نیاز
نیاز
امروز که محتاج تو هستم ز تو دورم
افتاده در این کلبه تاریکم
در همهمه مبهم ابر و مه باران
فرسنگ فرسنگ من از تو دورم
لبریز ز پژمردنم و حس شکستن
آکنده ز خشکیدن و تشویش تنورم
از این گل و قا فله سبز بهارم
از تیره نیلو فرم و تشنه نورم
ای بارقه روشن و فردای شکفتن
امروز که محتاج تو هستم ز تو دورم
« نه فقط کاخ بزرگان جلالی دارد
کلبه ما فقرا هم صفایی دارد»



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط حامد محمدی
|
